![]() |
دوزاغبن ، ييلاق با صفا |
||
نویسندگان فرضعلی حیدری فیروزجایی آرشیو من لینک دوستان
امه ریکا در امریکا اخبار ای تی توسط شهرام شريف اخبار وبلاگ ها ليست وبلاگ ها قالب وبلاگ دوست یابی آمار وبلاگ : ![]() RSS 2.0
|
۱۳۸۳/٥/٩
۱۳۸۳/٤/۳۱ سرچشمه جوشش وهمبستگي E & سرچشمه جوشش وهمبستگي فصل بهارهميشه همراه با شور ونشاط است ،با نزديكي روز كوچ وقرق شكني ييلاق ، زنگ وتال به عنوان زينت واعلان كوچ بر گردن رمه گاو و گوسفند گوش نواز مي شود و در روز حركت نشاط ديگري بر رمه حكم فرماست .حركت آغاز مي شود با هياهو و زمزمه هايش . رسيدن رمه به سجرو و نوشيدن آب خنك آن حركت وجنبش را رونق مي بخشد و آنگاه كه از سرزمين گذر به آب مي زنند باد خنك ييلاق صورت نواز و بوي خوش آن ترقي وتعالي را تداعي مي بخشد و زماني كه فكر بالارفتن از بسم الله بن ، كاشّم تپه ، پايين و بالا هليله و بالاخره گلم بزه دار از گت بن را و يا رسيدن به تسكا گردن، سرسره وسوته از كلالي بن را به ياد مي آورد مجبور است براي تجديد قوي در چمن چارهزار چاشت بار بگيرد. سپس گذر از شيعليم و سينه در سينه سربالايي گت بن ايستادن وخستگي راه را به اميد رسيدن به دوزاغبن وهواي خوش ييلاق ، به جان مي خرد وآنگاه كه در هواي آرام ومفرح ييلاق و در درب ورود به دوزاغبن واقع مي شود ، خستگي سربالايي چندهزار پايي را ، عرق حركت هروله ومارپيچي اسب خيابان كلالي بن را از ياد خواهد برد و تنها به ديدار آشنايي مي انديشد كه موجب تجلي همبستگي وآغاز ابراز رضايت به عرف وفرهنگ به يادگار گذاشته اجداد خواهد بود.۱۳۸۳/۳/٢٧ زمستانی در ييلاق ۱۳۸۳/۱/۱٥
۱۳۸٢/۸/٢٧
در گذر تاريخ جريانهای سهمگينی شاخسار غيرت مردان را در پی کندکاو وجودی بر خاک ماليده است . بيان اندک از اين جريانها شايد طوفان سهمگينی را نازل نمايد که توکل شايد وارستن از آن باشد ۱۳۸٢/٧/٢٥
عشق جاويد رستم زال بر دل مردان رستم وار کوه و کمر بندپی پايدار و مستدام باد! بندپی بابل مازندران فيروزجاه - فيروزجا فيروزجاهی - فيروزجاء فيروزجايی
۱۳۸٢/٧/٢٢ مدخل ورود به دوزاغبن در زير پاي زاغه سنگ دوزاغبن در زميني به مساحت چندين هكتار سنگ فرشي از سنگهاي چند هزار تني است كه خود نشاني از عظمت الهي است.در ميان اين زمين پوشيده از سنگهاي آنچناني نياكان كوره راهي ساختن به عرض يك الي دو متر وطول بيش از 100 متركه دوطرف آن ، مدخل ورود وخروج (لوش)[1] قراردارد .در اين مدخل كه مشهور به كتوقلد[2] مي باشد؛ شمارش رمه گاوهاي ورودي به دوزاغبن صورت مي گيرد كه خود حكايتي در خور توجه دارد .اين سنگ فرش عظيم كريكخامن را از دوزاغبن جدا ساخته است .كريكخامن كه دوش در دوش دوزاغبن ايستاده همچو عروسي است كه زيبايي دوزاغبن را دو چندان ساخت .در حاليكه از لحاظ آبخيزداري بخاطر وجود چشمه هاي جوشان وجوي آبهاي روان كاملاً متفاوت با دوزاغبن و حدوداً نيم باتلاقي محسوب مي شود .وهميشه سفارش بزرگترهاي گالش در زير گوش گوگدارون[3] شنيده مي شود كه مي گفتند : مواظب باشيد تا خالكها در آن نخوابند و زمين گير نشوند. در يك سوي كتوقلد زير سنگي بزرگ آبي گوارا جوشان است كه چشم هر بيننده اي را خيره مي سازد با سردي وصف ناشدني بنام چشمه كنگل[4] تپه ، كه هر رهگذري تا از آب آن ننوشد از آن نگذرد و بر محله دوزاغبن پاي ننهد .ميزان آب دهي اين چشمه سرد وزلال در طول سال يكسان وبه اندازه قلم پا[5] مي باشد.چرا كه قلم پا يكي از واحد هاي سنجش واندازه آبدهي يك رودخانه ويا چشمه در ايل فيروزجاه است .زگ زگ[6] ،سوزن، ميخ ، انگشت كوچك وبزرگ ، بال گردن[7]، بازو، قلم ،سرين[8] وكمر ديگر واحدهاي اندازه گيري هستند و بيشتر از آن به بولك ، خجرو وسجرو تمثيل مي شود. صداي شرشر آب خروشان اين چشمه از فاصله زيادي گوش نواز است .آنگاه كه زنان ودختران محله براي شستن جل وپلاس و رخت و لباس در كنار سيلكاي[9] آن تجمع مي كردن صحبتهای خرد و ريز آنها سردي آب را كه به دستشان رنگ نقره اي مي بخشيد و بي حس مي ساخت از ياد مي بردند ،گو اينكه حركت وزمان را متوقف مي يافتند و آنگاه به خود مي آمدن كه صداي استغاثه فرزند كوچك خويش را مي شنيدند . اما صداي رجز خواني كنگل تپه كه يكي از سرچشمه هاي شيعليم مي باشد قطع ناشدني است .گذشتگان ديدند وآيندگان خواهند ديد وخواهند شنيد ومردان وزنان حاضر وكنوني شاهد وناظر گذران آن هستند و ذرات وجودي عمر خويش را به آن مي سپارند تا روزي به وصل دريا رسند زيرا كه بودن انسان بسته به آن است كه ساحل افتاده وآب يخ زده كنارجوي نباشد . «« هستم اگر مي روم گر نروم نيستم »» علاوه بر مدخل كتوقلد چهار لوش ديگري دوزاغبن را به عنوان حد واسط سر كوه[10] وپرتاس[11] قرار داد: - لوش فيسّون[12] كه دوزاغبن را با كوههاي ييلاقي آزاد مرتبط مي سازد.فيسّون لوش هميشه نقطه دلگير چرامچي[13] بود چرا كه رفت وآمد در آن زياد واحتمال ورورد گاو ويا اسب غريبه به قرق مي رفت . - لوش سنگ پي كل و لوش سوته كه ارتباط دوزاغبن را به پرتاس برقرار مي سازد. - لوش كٍر بن[14] كه ارتباط جاده اي وماشين روي دوزاغبن است. [1] - لوش :نوعي دروازه است كه از سرشاخه هاي درختان درست مي شود وروي دو تكيه گاه(خرگاه) كه به زبان محلي لوش كٍرموسوم است مي چرخد و توسط يك اهرم كه به لوش مار معروف است كنترل مي شود.(كٍر= گلو) [2] -كتو:سنگ - قلد: مدخل ،گذرگاه - كتوقلد: گذرگاه سنگي [3] گوگدارون: يا گوگ پي ، كسي كه مسئول حفاظت ونگهداري گوساله ها مي باشد.اوبايد ضمن چراي گوساله ها مانع از نزديك شدن گوساله به مادرشان شود. [4] -كنگل:كنگر [5] -قلم پا:مچ پا(به كلفتي مچ پا) [6] -زگ زگ :قطره قطره [7]- بال گردن :مچ دست 8- سرين :ران [10] -سركوه:بالاي كوه ، منطقه ييلاقي كه از درختان ويا درختچه ها عاري باشد. [11]- پرتاس :منطق جنگلي انبوه شيب دار پايه هاي كوه [12] - فيسّون : نام محل ومرتعي در قسمت شرقي دوزاغبن [13] -چرامچي :قرق بان يا قرقچي [14] - كربن : زير زاغه تخته سنگ ۱۳۸٢/٧/۱٩ چهار خال دوزاغبن دوزاغبن در موقعيتي قرارگرفته كه هميشه مورد توجه و نظر بوده است .همانطوريكه بيان شد چهارسامان آن توسط سنگ چته › و يا خال › ازمراتع وييلاقهاي مجاور جدا شده است.محلات ومراتع نيراسم ،فيسون ، سنگ پي كَل ،سوته، كريك خامن وچلياسردر چهار سامان آن قراردارند: - وقتي از دوزاغبن به غرب نگاه مي كنيم منظره اي وصف ناشدني چشم نواز مي شود ، كريك خامن با سرسبزي هميشگيش و محله چلياسر و دورتر از آن گِلٍم بزه دار با سكوت خفتگان جوارآن ،آن دوردستها فيل بند با تكاياي معجزه وارش هويدا ونمايان است. - ذكرعظمت واعلايي خداوند در ركوع وسجود مردم محل به سمت جنوب ،كوهي استوار را تداعي مي كند كه ديدگاه تكبير گويي او را تا ارتفاع چند هزارپايي چهاربرار و كٍرسر مراتع نيراسم منتهي مي سازد. - در پايان هرنماز ، در هر صبحگاه وشامگاه آنگاه كه در سوي مشرق دست به سينه به سلام وزيارت هشتمين امام شيعيان مي ايستند، عظمت وبزرگي خداوند را در ديدگاه مناظر فيسون وسنگ پي كل رضايت دهند و دره عميق و كوههاي استوار يخچال پشت و باوسرا › را همراه با تجلي و قداست سقاخانه حضرت ابوالفضل(ع) گليرون در مي يابد. - اما آنچه نماي آن در وصف نمي گنجد و ياد مناظر آن دل را به پرواز در مي آورد، وقتي است كه از هر نقطه دوزاعبن به سمت شمال نگاه مي كنند.مراتع سوته سامان شمالي آنرا تشكيل مي دهد. عظمت ارتفاع سياه پل › ، فراخي رودخانه سجرو › ، ژرفاي رود شيعليم › ،پستي وبلنديهاي كوهپايه هاي زيباي منطقه همراه با دشتهاي شاليزار در دو طرف سجرو وجنگلهاي سرسبز پرتاس ،رجه ، مه سر› ،دشتهاي وسيع و دورتر از آن شهر بابل و روستاهاي پروانه وار دور شمع آن و در نهايت درياي بيكران و آسمان گون مازندران همه نما ومناظر ديدني سمت شمالي منطقه ييلاقي است.
۱۳۸٢/٧/۱٩ فردای دوزاغبن در پرس وجو از افراد مختلف نسبت به پيش بيني فردا وآينده دوزاغبن وكل منطقه حاجي شيخ موسي، آنچه بيش از همه روي آن اتفاق نظر داشتند اين بود كه آينده اي پر رونق همراه با ورود تجملات وافزايش محدوده محل در انتظار خواهد بود. در روزگاران گذشته اين محل در كمال آرامش وسكون با جمعيت كم در زير تخته سنگ عظيم دوزاغبن با برخورداري از مواهب طبيعي آرميده بود با مردمي كم توقع ، معتقد و با اخلاص كه گاهي ز فرط اخلاص مغلوب شيطنتهاي روزگار مي شدند ولي مردم صافدل وپاك طينت ، پايبند به آداب ورسوم ديرينه خود بودندودر گلستان پرگل وپروانه دوزاغبن عشق بازي مي كردند. مردمي زحمت كش ،باهوش ، بي شائبه ، مهماننواز و مهربان كه در مقابل كم ترين مهرباني پاكباز و درِ خانه هايشان بر روي همگان باز بودهاست. مردمي قانع كه بخاطر عزت نفس محبتي را بي پاسخ نمي گذارند وهرگز خيانت و دروغ نمي گويند و معتقدند كه چنانچه كسي خيانت ويا دروغي بگويد ديگرپاسخ آن به سال بعد نمي انجامد ونتيجه آن را همان سال خواهد ديد اين مسئله باعث شده تا اگر اتفاقي براي گاو ويا گوسفند يكي از شركاء بيفتد بيچاره از خجالتي وگمانهاي بي مورد عذاب بكشد. امروزه با افزايش جمعيت و آمدن تمدن وتكنولوژي دست آخر دنياي جديد و دگرگوني فرهنگها بعضي از آداب ورسوم دستخوش تغيير و يا به نسيان سپرده شده اند وديري نخواهد گذشت كه چمنزار بكرمحل در اطراف درخت تنومند گردوي كهن (يادگار نياكان) مبدل به خانه و باغچه وديوارهاي سنگي خواهد شد وتنها پناهگاه بزرگ پرندگان وچرندگان دراين چمنزار گل وپروانه كمينگاه بچه ها براي شكارشان ميشود و آنگاه است كه فقط به دوزغبن وييلاقات با شكوه منطقه به عنوان تفريحگاه وخوش گذراني انسانهايي متمدن بايد توجه كرد واز دامداري وآداب ورسوم جاري خبري نخواهد بود وبزودي آخرين دلبستگيهاي سنتي ودامداري نيز در معرض نابودي قرارمي گيرد وبي نيازي مردم به محصولات غذايي حال حاضر تبديل به نياز به بازار شهرها وروستاها خواهدشد. بعداز مدتها با غارت جاذبه ها ي طبيعي ومنابع اقتصادي مهاجرت بالعكس آغاز خواهد شد واين محلات به فراموشي سپرده خواهندشد ودرآن صورت ديگر نشاني از آيين ها وباورها وآداب ورسوم وفرهنگ اين ديار چيزي باقي نمي ماند.
۱۳۸٢/٧/۱٩ غذاهای سنتی ۱۳۸٢/٧/۱٩ دلبستگی های مردم محل ۱۳۸٢/٧/۱٩ وضعيت اقليمی E & وضعيت اقليمی دوزاغبن دقيقاً از دو قسمت ييلاقي و پرتاس تشكيل شده است كه به همين خاطر به عنوان يك پركوه مشهوراست ارتفاع ابتدا تا انتهاي آن به بيش از 1400 متر مي رسد. بر اساس اسناد و مدارك موجود مساحت آن 8 من لترقديم كه معادل حدوداً 75 هكتار مي باشد ، مي رسد. واحدهاي سنجش مساحت در ايل فيروزجاء به صورت من ، سير، مثقال ، چارك و… مي باشد كه هرسير معادل 1000 مترمربع و هر من 36 سير لتر و هرسير 10 مثقال و9 سير يك چارك است . ( البته بر حسب لتر درصورتيكه 1 چارك 13 سير تبريز مي باشد.)شكل آن تقـريبا ً به صورت مربعي است كه چهار طرف آن توسط سنگ چته و يا خال محصور شده است . قسمت ييلاقي از دو بخش زمين مسطع ( تخت) و زمين شيبدار (پيش بن) تشكيل شده كه هر بخش از مكانها و جاهاي ديدني و مخصوص به خود داراست . محله قديمي در وسط قسمت تخت واقع بوده كه كم كم به خاطر افزايش زمين چرا و دسترسي به آب شرب بيشتر و راحتتر به گوشه راستي در نزديكي پايه هاي تخته سنگ (كٍربن ) منتقل شد. آنچه عظمت وپايداري مردم محل را در سيماي زيباي طبيعت نمايان مي سازد درخت تنومند گردوست در ميان زمين تخت وچمنزار آن . دم زنون سيتك با منظره زيبا و دلفريب آن نقطه اي است كه هرمسافر را مجبور به نشستن و استراحت جهت تجديد قوا مي سازد. دم زنون بزرگ كه از يك طرف به پرتگاه شگفتي گَد دره لو منتهي است مكاني است جهت بازي بچه هاي محل ومكان مناسبي بود براي برگزاري نمازهاي جماعت طائفه در گذشته با فضاي معنوي خاص خويش .وقتي كه ابر نرم وسفيد در زير پاي دم زنون قرار مي گيرد،گو اينكه درياي سفيدي با حركتي نرم ودلنشين به بوسگاه مد خود رسيده است. در قسمت شرقي ودرامتداد دم زنون سيتك به مكاني مي رسيم با تخته سنگهاي عظيم كه شكل تبر(تور) در ان نقش بسته است بنام توردكشي سنگ (ويا توردكني سنگ) . هنر نمايي نياكان و دقت آنها درحك چنين نقشهايي نمايان است . سوته رف سر خامن در پايين ترين نقطه دوزاغبن در زميني مسطع ودلنواز كه از يك طرف به پرتگاه عجيب وغريب رفٍ سوته ختم مي شود،قرار دارد. رف به مكاني كه داراي پرتگاه سنگي باشد گفته مي شود كه كٍرچك همچنين ناميده مي شود.در كنار رف سر خامن تخته سنگي طراحي شده به دست خالق يكتا كه به صورت مكعب وارتفاع يك ساختمان دوطبقه كه در زير آن خانه اي مناسب براي گرگها ( وِرگ كلي ) مي باشد. و در امتداد آن الٍرگ چال ، تسكاجاري و پلنگ تله واقع شده است. وقتي كه از الٍرگ چال مي خواهند به محله دوزاغبن نگاه كنند بايد مواظب كلاه خود باشند تا از پشت سر نيفتد ودر آن نقطه به كوچكي وخردي خود در برابر عظمت خالق طبيعت پي خواهند برد وناچار زانوي كرنش برزمين خواهند زد ودر سجده بر عجز وحقارت خويش اقرار مي نمايند. براي رسيدن به قله رفيع افتخار بايد عزم جزم و از اين سر بالايي تند راه ترقي در پيش گيرند ،بدين منظور چاره اي نيست كه يا از هلي چااو رفع عطش نمايد و از اش قلد خود را به اوج رساند و يا در تسكا چشمه سيراب شوند و از گٍل كتي خامن به ستيق دم زنون رفع خستگي نمايند.در روزهاي گرم وآفتابي بخاطر ماسيك گو و گوگ ، گوگ پي براي يافتن دٍمٍس و خالك بايد تمامي زرشك و تلي كلههاي پايين هلي چالك وبالا هلي چالك را يكي يكي بشمارد واگر نيافت از كردوش تا فيسون واز توردَكشي سنگ تا گدهلي چال و از زرد چشمه تا سنگ پي كل را بايد زير پا بگذارد ، واي به حالش در روزهاي ابري و باراني ، گو اينكه مه غليظ مي خواهد وارد چشم شود واگر بتواند راهش را گم نكند كاربزرگي انجام داده است .دراين صورت است كه گوگدارون بالا كوهيها در سرود خويش زمزمه مي كنند كه :«« سگ مياي لعنتي دوزاغبن كو ره بلدي بور بور »»( اي مه غليظ وبدشكون كه هر روز راه منطقه ييلاقي دوزاغبن را مي داني ودر آنجا چنبر مي زني دور شو دورشو )
۱۳۸٢/٤/٢٧ 26 عيدماه روز ملي منطقه فيروزجاه و لفور و سوادكوه 26 عيدماه است روزي كه متاسفانه ورود سليقه ها آن را شايد از مسير اصليش خارج كرده باشد با اين حال اين مردم و فرهنگ پوياست كه زنده است و مسير خود را هرگز گم نخواهد كرد
عيدما، 26 مبارك باد ۱۳۸٢/٤/٧ سلامي دو باره ديروز قرق شكني دوزاغبن بود چقدر دلم مي خواست در يك چنين هوايي باشم. پرواز روح در سرمستي مستانه روزگار!
۱۳۸٢/٤/٢ چهره امروز محل سالها دوزاغبن به خاطر جمعيت كم ازداشتن تكيه محروم بوده است ومردم محل جهت شركت در مراسم مختلف مذهبي از جمله مراسم عزاداري سيد شهداء در ايام محرم به تكاياي محلات مجاور مي رفتند.با اين وجود مراسم مختلف روضه خواني توسط افراد محل برگزارشد.كه در اين صورت ازمنبر موجود كه سالها پيش ساخته ودرمحل موجود بوده استفاده مي شده است . چند سالي است كه با افزايش جمعيت وتقارن ايام عزاداري سيد شهداء با فصل تابستان تكيه اي با همت مردم محل در بالا محله ساخته شده است كه به دوزاغبن نشاط وعظمت در خورتوجه بخشيد وهر ساله مراسم خاص روضه خواني در آن برگزار مي شود با منبري كه سالها منتظر استقرار در آن بود. خانه هاي جديد محل كه از چوب وگِل ساخته و با حلب پوشانده شده اند . به همت وتلاش مسئولين ،بخش فيروزجاء از نعمت برق وجاده ارتباطي ماشين رو و دفتر مخابراتي برخوردار شده است و با برق رساني وايجاد جاده خاكي و دفاتر مخابراتي به مناطق ييلاقي حاجي شيخ موسي خوشبختانه مردم روستاهاي ييلاقي ازجمله دوزاغبن از اين امكانات بهره مند گرديدند.جاده ارتباطي نه تنها باعث راحتي و فراهم آوردن آسايش مردم گرديد، بلكه باعث رونق اقتصادي منطقه شده است. ۱۳۸٢/٢/٢٧ سلامي چو بوي خوش آشنايي كوچه باغ بهاري ترنم باران را خس خس گلهاي زرد و كهو چشم زردكيجا و ونوشه را هر لحظه خاطر آميز مي نمايد. بهشت گمشدگان در كنار گنگل تپه شايد باشد . نوايي ديگر دارد اين حرف اما... دل
۱۳۸٢/٢/٢٢
دوزاغبن محله تماشايي <>
۱۳۸٢/٢/۱٥ سلام از سر ادب و تواضع امروز 14 دماه فرس قديمه . بايد عرض كرد كه امروز روز رفتن به اماده شدن مراسم خال ون دوزاغبن مي باشد . روزش بر دوزاغبنيها مباركه
حتماَ به اميد فردايي با صفا ۱۳۸٢/٢/٧ دلبستگيهاي مردم آوازها و سرودهاي محلي خلوت مردان و زنان محل را تماشايي وجذاب مي نمايد.طالبي ،اميري ليلي جان ، كيجاجان، رعنا ونجما در قالب سرودها وآوازها ي مردم بخصوص براي جوانان محل در موقع رفتن به پرتاس جهت تهيه هيزم ويا چرده براي گوساله ها نمايان است . داشتن جونكاه كه از يك طرف سرچّي واز طرف ديگر صداي خوبي داشته باشد(چمركرجونكا) ازجمله دلمشغوليهاي طوايف منطقه است وتيزكردن شاخ جونكا براي جونكا سره از اهميت خاصي بر خوردار مي باشد.مردان به داشتن اسب قوي وخوش قيافه وتيز افتخار مي كردند و زنان كه چون مردان در تمامي كارها هم دوش با آنان تلاش مي كنند به گردن بندها واشياء زينتي خود از جمله گلوبند،ميركاهاي عقيق ،سير،چشم بلبلي ويشمي و سر چينگ دلبستگي داشتند و دلمشغولي هاي آنها چرم بافي ،گلج و لو ون بافي ،جوراب بافي وتهيه تنگ اسب وباربن وكشي و… بوده است. ۱۳۸٢/٢/٥ هواي چنگل تيمكار دلم در هواي دوزاغبن هر لحظه پر مي كشد..
|
||
![]() |
|||
[ خانه| آرشيو | پست الكترونيك ] |